کاسبی به رسم مسلمونی
منتشر شده در ماهنامه همشهری آیه شماره۴
اول احکام ،بعد تجارت
هر کسی که می خواهد وارد کار کسب و بازار شود ،باید قبل از هر چیز احکام شرعی مربوط به تجارت و کسب و کار را یاد بگیرد .در چارچوب اسلامی برای اینکه کاسب دچار کارهای حرام مانند ربا نشود و بتواند قبل از انجام هر کاری آن را با حکم اسلام بسنجد و در نهایت عمل صحیح را انجام دهد واجب است ،مسائلی که به آن نیاز پیدا می کند را یاد گرفته باشد.در گذشته بازاری ها بسیار مقید بودند کتاب مکاسب که مربوط به فقه تجارت است را مطالعه و عمل کنند.(تحریرالوسیله كتاب المكاسب و المتاجر مسئله 21)
از کجا آورده ای؟!
عمل به احکام و مرتکب حرام نشدن در امر کسب روزی آن قدر مهم است که به فرموده امام کاظم در روز قیامت قدم از قدم برنخواهیم داشت تا وقتی به این سوا ل پاسخ دهیم که اموالمان را از چه راهی بدست آورده ایم.(الحیاه ج8 :216-217)
فریب خوردن ممنوع!
برای همه ما حداقل در سطح عقیده واضح است که یک کاسب خوب و مسلمان نباید به اصطلاح خودمانی اش" سر دیگران کلاه بگذارد".اما این فقط یک طرف قضیه است .در اسلام کاسبی که به راحتی سرش کلاه برود هم به همان اندازه مذموم است.در روایت داریم که چنین فردی نه پاداشی و نه ارزشی پیش خداوند ندارد.(الحیاه ج 8 :218)حتی در روایت دیگری آمده است که تاجر برای نجات از آتش جهنم هم باید بتواند حق خود را بگیرد و هم حق دیگری را بدهد.(الحیاه ج 8 :223)پس می بینیم که یک کاسب مومن،آدم ساده لوحی نیست که هر کسی بتواند از او سو استفاده بکند و...
با وضو وارد شوید!
در نظام عقاید اسلامی فعالیت هایی که برای نفع خودمان انجام می دهیم هم اگر با نیت رضای خدا و بندگان خدا باشد،نوعی عبادت محسوب می شود و انسان را نزد خداوند محبوب و مقرب می کند. در کسب روزی حلال هم مانند عبادت های دیگر به با وضو بودن سفارش شده ایم.آیت الله جوادی آملی در بحث کار و کسب روزی روایتی را نقل کرده اند که بسیار جالب است."اگر کسی بی وضو در طلب حاجت خود(کسب روزی حلال)برود و نیازش براورده نشود جز خویشتن کسی را سرزنش نکند".(به نقل از جوادی آملی 1387 : 281)ساده اش می شود اینکه اگر بدون وضو دنبال روزی رفتی و بدست نیاوردی مقصر خودتی و حق نداری دیگران را مقصر بدانی و به زمین و زمان فحش بدهی.
بسیار سفر باید کرد!
بچه مسلمان اگر می بیند در شهر و دیار خودش برایش کاری نیست یا درآمدی که کفاف خرج زندگی اش را بدهد بدست نمی آورد نمی نشیند تا بالاخره وضعش بهتر شود، بلکه خودش هر جا هم شده می رود تا کار کند و مایحتاج خودش را تامین کند.اتفاقا خداوند هم این چنین بنده ای را دوست دارد.در روایت داریم که "خداوند غربت و دوری از وطن ،برای کسب رزق و روزی را دوست دارد."(همان : 280)
معتدل باش تا کامروا باشی
در کسب و کار نه باید تنبل و کم کار بود و نه باید آنقدر خود را به آب و آتش زد که مردم بگویند "عجب آدم حریصی است".نه مثل آدمهای کم کار بودن خوب است و نه زیادی حریص بودن.امام صادق می فرمایند "باید کسب تو برای تامین زندگی ،از حد آدم های کم کار بیشتر باشد ولی به اندازه اشخاص حریص دنیا دوست نیز نباشد".(الحیاه ج7 : 470) این یعنی اعتدال و اعتدال در کسب و کار داشتن هم یعنی با عفت بودن در کسب و کار.اگر کاسب این گونه باشد نباید نگران باشد که چیزی را از دست داده یا خواهد داد چون در روایتی از امام حسن داریم که "اعتدال در کسب عفت است و عفت ورزی هیچ روزی ای را از بین نمی برد و حرص زدن هم روزی را زیاد نمی کند."(الحیاه ج7 : 469)
بین مشتری ها فرق نگذارید
مستحب است که در معامله و هنگام فروش کالا بین مردم فرق گذاشته نشود و یک کالا به همه به یک قیمت فروخته شود.مثلا اینطوری نباشد که کسی که چانه می زند از کسی که موقع خرید چانه نمی زند یک جنس را ارزانتر بخرد.البته اگر کاسب به شخصی به خاطر مومن تر بودن ارزانتر از دیگران بفروشد عیبی ندارد. (تحریرالوسیله امام خمینی كتاب المكاسب و المتاجر مسئله 22)
تبلیغاتِ اضافه ممنوع
حتما شما هم دیدید که بعضی ها می گویند جنس شان تک است،یا معجزه می کند و...یعنی بیش اندازه از جنس شان تعریف می کنند.این کار در اسلام پسندیده نیست و مکروه است و بهتر است که کاسب مسلمان اینگونه نباشد .(همان)
قسم نخورید
موقع فروش کالا به خدا قسم و به قرآن قسم و...نداریم .قسم دورغ که حرام است اما قسم راست هم موقع خرید و فروش کار خوبی نیست و سفارش شده که از آن پرهیز شود.(همان)
نقص کالا مخفی نشود
در اسلام سفارش شده که نباید کالا را در جایی به مشتری فروخت که احیانا مشتری نتواند عیب کالا را متوجه شود.مثلا نباید نور مغازه طوری باشد که مشتری درست رنگ لباس را نبیند یا نتواند عیب و ایراد یک کالا را تشخیص دهد.این هم کراهت دارد و بهتر است از آن اجتناب شود.(همان)
نه اولی باش نه آخری!
یکی از اموری که در تجارت و کسب و کار مکروه است ،این است که کاسب قبل از بقیه وارد بازار شود و آخر وقت هم بعد از همه کارش را تعطیل کند.حتما شنیده اید که بعضی کاسب ها مقیدند که دشت اول را همسایه شان بکند،دلیلش همین است.حتی سفارش شده که کاسب ها یک حدی برای فروش و کسب سودشان تعیین کنند و موقعی که این سود و درآمد روزانه شان را بدست آوردند بقیه کالا هایشان را در آن روز بدون دریافت سود بفروشند.قدیم ها افرادی که وضع مالی نامناسبی نداشتند آخر وقت برای خرید می رفتند چون می دانستند آن کاسب سود آن روزش را کرده و جنسش را ارزانتر خواهد فروخت.(همان)
زودتر از وقتش به استقبال مشتری نروید
در اسلام سفارش شده که کاسب برای فروش کالایش به کسانی که می خواهند وارد شهرشان شوند قبل از رسیدن آن ها به شهر سراغشان نرود.یعنی قبل از رسیدن آنها به شهر برای فروش کالایش به استقبال آنها نرود تا زودتر از بقیه کالاهایش را به آنها بفروشد و فرصت را از دیگران بگیرد حتی بعضی از علما این کار را حرام هم دانسته اند.(همان)
امروز و فردا نکن
حتما برای شما هم پیش آمده که کالایی را سفارش می دهید و قرار می شود در فلان روز آن را تحویل بگیرید اما فروشنده بعد از رسیدن موعد تحویل کالا ، وعده فردا و پس فردا می دهد.اما در احکام اسلامی واجب است تحویل دادن کالا بی دلیل تاخیر نیفتد. (تحریرالوسیله گفتار در مسائل تحويل دادن و تحويل گرفتن جنس مسئله 1)
پانوشت
الحیاه ج 7 و8 ، 1388 ،انتشارات دلیل ما
خمینی روح الله تحریرالوسیله ج 3
جوادی آملی عبدالله،1387،جامعه در قرآن،قم ،مرکز نشر اسرا
سوریجات (عکس نوشته های سوریه)
سفرنامه نوشتن کار خوبی است اما به شرطی که آدم حوصله اش را داشته باشد و این فقره در من مفقود است.
در اینجا چند عکس از سوریه را غیر از اماکن تاریخی و مذهبی آن می گذارم که احتمالا برایتان جالب باشد
سربازی و قواعد زندگی در یک جامعه ی ...
منتشر شده دردوماه نامه هابیل شماره ۵ خرداد و تیر ۱۳۹۰
یکم
- نیروهای نظامی اعم از ارتش و ...را می توان از مصادیق سازمانهای بوروکراتیک مدرن دانست .و بی جهت هم نیست که اجباری شدن خدمت نظام وظیفه در دوره مدرنیزاسیون یعنی دوره رضا خان انجام می گیرد.پس برای شناخت دقیق نیروهای نظامی باید ویژگی های سازمان به معنای مدرن را شناخت.
- ماکس وبر یکی از اندیشمندانی است که نظریاتش در رابطه با سازمانهای عقلانی مدرن بسیار محل رجوع است .او بر اساس تیپ ایده آلی که می سازد ویژگی های زیر را برای دیوانسالاری ذکر می کند که بعضی از آنها برای بحث ما مهمند از جمله
1-کارمندان تنها از وظایف اداری اطاعت می کنند.
2-سازماندهی بر اساس سلسله مراتب
3-هر مقامی یک حیطه صلاحیت دارد
4-الزام به نظم و انضباط
5-وجود نظامی از ترفیع بر اساس سابقه کار یا موفقیت(وبر 1384ص316)
- سازمانها را می توان براساس میزان و شدت دارا بودن ویژگی ها بر روی طیف طبقه بندی کرد،و سازمانها بر اساس مواردی چون هدف ،اندازه سازمان ،مخاطبین یا مشتریان و ساختار و نوع روابط از هم متمایز می شوند.
- سلسله مراتب و الزام به نظم و...در همه سازمانها وجود دارد اما یکی از مواردی که باعث تمایز سازمانها از یکدیگر می شود ساختار روابط و کنش متقابل است.در سازمان نظامی وزن افراد برای کنش متقابل یکی نیست و ساختار روابط ،عمودی و از بالا به پایین است.(البته این ویژگی کمابیش در همه سازمانها وجود دارد و به همین خاطر است که عده ای سیستم سازمانهای بوروکراتیک را در تضاد با دموکراسی می دانند.).فرمان از بالا صادر می شود،نیازی به توجیه افراد رده های پایین وجود ندارد،کسی حق سوال درباره چرایی فرمان ندارد و....
در دوران سربازی هم که افراد وارد این سیستم می شوند می بینیم جهت رسیدن به بالاترین درجه از نظم و هماهنگی آزادی افراد به حداقل می رسد.افراد حتی اختیاری در مورد تعیین نوع پوشش خود در محل خدمت را ندارند ،ساعت خواب،بیداری،غذا خوردن و...همه بر اساس یک برنامه از پیش تعیین شده است که فرد هیچ اختیاری در تغییر و اعتراض به آن ندارد. ودر صورت تخطی با ابزار تنبیه مواجه می شود.
همه اینها انجام می شود تا افراد منضبط شوند،یعنی بخاطر تکرار و عادت بتوان اطاعت آنها را بصورت سریع و حتی غیر ارادی بدست آورد(وبر 1383ص139)
-بطور خلاصه زندگی در این چارچوب، عادات و ویژگی هایی را در افراد نهادینه می کند که همه ما در افراد نظامی دیده ایم.
دوم
- همیشه در جمع بزرگترها وقتی صحبت از سربازی رفتن می شود این حرف ها پای ثابت بحث هاست:"باید بروی سربازی تا آدم شوی"،"پسر فلانی را می بینی رفت سربازی چقدر آدم شد،سر به زیر شد"،"پسر من قبل از سربازی تا لنگ ظهر می خوابید اما الان دیگر سحر خیز شده"،"قبلا هر غذایی جلوش می گذاشتیم نق می زد اما الان سنگ هم جلوش بذاریم حرفی نمی زند و می خورد" و...
- انسانها وقتی به دنیا می آیند دارای زمینه هایی برای فهم و شناخت شیوه های زندگی با دیگران هستند و باید در طول عمر، قواعد زندگی با هم نوعان را یاد بگیرند.یعنی در مجموع قواعد،ارزشها و هنجار های جامعه شان را بشناسند ،درونی کنند (یعنی حتی اگر کسی هم آنها را نمی دید و یا فشار و تنبیهی هم نبود باز ناخودآگاه آن کار را انجام دهند)و اجرا کنند تا بتوانند در کنار دیگران زندگی کنند و با دیگر انسانها تعامل کنند.این فرایند اجتماعی شدن نام دارد.
- منابع مختلفی برای اجتماعی کردن افراد وجود دارند مانند خانواده ،همسالان ،مدارس ،رسانه ها و ...که باید به افراد قواعد زندگی در جامعه شان را بیاموزانند.
- همین لفظ آدم شدن که به عنوان کارکرد مهم سربازی ذکر می شود به نحوی اشاره به اجتماعی شدن و آموختن رسم زندگی دارد منتها با مختصات یک سازمان نظامی.
- به نظر می آید که دوران نظام وظیفه در کشور ما آخرین تیر اجتماعی کردن افراد است (قضاوت ارزشی نمی کنم).یعنی آخرین منبع اجباری و تاثیرگذاری است که افراد را برای زندگی در جامعه آماده می کند.خلاصه اگر مدارس و دانشگاهها نتوانستند جوانها را بازبان خوش آدم کنند در سربازی با قواعد و ساختارهای نظامی سعی می شود که جوانها را آدم کرد.
سوم
- ساختار روابط میان فردی (می گویم میان فردی نه ساختار حکومتی پس فوری بنده را متهم نکنید)در جامعه ما به دلیل دوره های طولانی استبداد و وجود نظام خانی و عشریه ای و با اغماض فئودالی گرایش به شکل عمودی دارد.بی تعارف اکثرمان یک گرایش نسبت به زورگویی و تحمیل اراده مان بر دیگران داریم.و در هر جایگاهی که قرار بگیریم می خواهیم این حس را نسبت به افراد مقابلمان تخلیه کنیم.به تعبیر دکتر رفیع پور این ساختار شبه فئودالی یک مدل فرهنگی است که در اکثر رفتارها و بخشهای زندگی ما قابل مشاهده است.سبک رفتار آمرانه و ارباب گونه در جامعه ما تبدیل به یک ارزش مثبت شده است و این نوع سبک رفتاری از قشرهای بالا به سایر اقشار هم انتشار می یابد و به مرور زمان همه جامعه را فرا می گیرد.وقتي شما به يك پزشك مراجعه مي كنيد، يا به يك مغازه قصا بي، يا به يك تعميرگاه اتومبيل، به يك ميوه فروش، به يك كارمند ، يك مد يرمدرسه بر اي نام نويسي بچه به يك معلم، حتي برخي از افراد ي كه نقش هدا يت مردم را به عهده دارند و هر جا كه شما به سرو يس يك شخص احتیاج داشته باشید يا به نظر و رأ ي او وابسته و نيازمند باشيد، عموماً اين رفتار را در و ي مي بينيد، يعني او ارباب شما مي شود .(ن ک به رفیع پور فرامرز1383)
زندگی در این جامعه قواعد خود را دارد .باید عادت که برای بسیاری چیزها نباید دنبال دلیل بگردیم .باید هرچه گفتند گوش کنیم و اجرا کنیم.انتقاد و چون و چرای اضافی مانع از پیشرفت و ترقی است و هرچه بله قربان گو تر باشی مقرب تری.
- علاوه بر نکته فوق الذکر توصیه بعضی جامعه شناسان این است که در مراحل اجتماعی کردن باید سطح نیازهای افراد را پایین نگه داشت که البته در جامعه ما از یک طرف این سطح نیاز با لا می رود اما وسایل ارضای آن وجود ندارد و همین موجب انحراف،ناکامی و نارضایتی می شود.
چهارم
- چه نوع تربیتی در نظام وظیفه رواج دارد؟چه ساختار روابطی در آنجا حاکم است؟
دوران سربازی در کشورما قواعد زندگی در جامعه ای با ساختار روابط عمودی را آموزش می دهد و ما را به این نوع زندگی عادت می دهد .اجرای دستور بدون چون و چرا،انتقاد نکردن،سوال نکردن و...چیزهایی است که باید برای زندگی در جامعه مان خوب بدانیم.و علاوه بر این در دوره سربازی به جوانها مرگ را نشان می دهند تا به تب راضی شوند یعنی با سختی ها در این دوره سطح نیاز فرد را پایین می آورند تا بعد از آن وقتی که بصورت جدی تر خواست وارد زندگی اجتماعی شود با منابع کمتری نیازهایش ارضا شود و انتظاراتش از مسئولین کاهش یابد و در نتیجه نارضایتی هایش هم کمتر شود.
- --
پی نوشت
رفیع پور فرامرز،1383عناصر زيربنايي جامعه ايران:نظام ايلي، دولت ستيزي و ساختار فئودال،پژوهشنامه علوم انساني: شماره ( 42 41 )،
وبر ماکس1383، مفاهيم اساسي جامعهشناسي(ترجمه احمد صدارتی)تهران نشر مرکز
----------1384، اقتصاد و جامعه،(ترجمه عباس منوچهری و دیگران)تهران سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها(سمت)
expelled
no intelligence allowed
امسال اصلا حوصله دیدن فیلم های تلویزیون را ندارم برای همین فرصت را مناسب دیدم تا تعدادی فیلم مستند ببینم.با "پژواک روزگار"شروع کردم که bbcدرباره شجریان ساخته است و متاسفانه شجریان تاویل عجیبی از خودش و آثارش ارائه می کند که البته نشان دهنده آزادی بیان در ایران است که او از اوایل دهه شصت صدای پژواک اعتراض مردم به انقلاب اسلامی و ناکا می هایش بوده است،بگذریم.در گوگل وقتی کلمات "دانلود مستند گرا تایپ کردم بعد از مستند فقر و فحشا ،مستند ملکه و من را دیدم که bbc ساخته بود مشتاق شدم که این را هم دانلود کنم و ببینم که اتفاقی با مستند expelled
no intelligence allowed روبرو شدم و آن را دانلود کردم .
مقدمه ای بر تئوری مقاومت
منتشر شده در ویژه نامه پایداری خردنامه همشهری شماره ۱۱ بهمن ۱۳۸۹
پیش نوشت:
بنا داشتم در سلسله یادداشت هایی تئوری مقاومت در اندیشه اسلامی را در قالبی تئوریک بررسی کنم که این یادداشت اولینش است و البته معلوم نیست که ادامه پیدا کند یا نه.البته آنچه در نشریه چاپ شده کوتاه تر از متن اصلی است که در ذیل آمده است.
مصاحبه با خبرگزاری شبستان
همیشه قسمت حاشیه و اشاره مصاحبه ها برایم جالب بوده و هست.ازین جهت اشاره ای برای این مصاحبه نوشتم.
خیلی با عجله از پله های دانشکده بالا می رفتم تا بروم نماز بخوانم که یکی از دوستان که خبرنگار شبستان بود به من گفت یکی از خبرنگاران آن خبرگزاری دارد درباره موضوعی در دانشگاه با اساتید و دانشجویان مصاحبه می گیرد.تو باهاش مصاحبه می کنی؟گفتم موضوع چیست؟گفت درباره راههای جلوگیری از فساد یا یک چیزی شبیه به این در ادارات است.گفتم من یک مقدار کلی تر می توانم کمک کنم.خلاصه قرار شد آن بنده خدا تا من نماز بخوانم بیاید و مصاحبه را بگیرد.تا نمازم تمام شود ایشان آمدند و گفتند موضوع را که می دانید؟ گفتم بله فلان بحث است دیگر ایشان گفت نه! موضوع اشتغال زنان و پیامدهای آن است.خلاصه از آنجایی که این دو موضوع خیلی باهم شباهت داشتند!من هم با اعتماد به نفس و بدون آمادگی قبلی این مصاحبه را انجام دادم.حالا اینکه ته ش چه درآمده قضاوت با شما
مصاحبه را در اینجا می توانید ببینید
فتنه سقیفه،اولین فتنه،فتنه استبداد
- اولین فتنه
بلافاصله بعد از رحلت پیامبر اولین فتنه در جهان اسلام آغاز گشت که تمام مصیبتهای امت اسلامی تا امروز را میتوان به نحوی به آن ارجاع داد.این فتنه همان ماجرای سقیفه و غصب حق امامت است که اعلام عمومی این فتنه و روشنگری درباره آن توسط حضرت زهرا صورت می گیرد .ایشان با حضور در مسجد خطبه بسیار مهمی را ایراد فرمودند و در آنجا به ایجاد فتنه اشاره کرده اند.حضرت می فرمایند:"زعمتم خوف الفتنه الا فی الفتنه سقطوا..."ایشان خطاب به غاصبان حق ولایت و امامت می فرمایند:به گمان خود خواستید فتنه برنخیزد، و خونى نریزد، اما خود در آتش فتنه افتادید. و آنچه كِشتید به باد دادید. كه دوزخ جاى كافرانست. و منزلگاه بدكاران. شما كجا؟ و فتنه خواباندن كجا؟ دروغ مىگوئید! و اهى جز راه حق مىپویید! و گرنه این كتاب خداست میان شما! نشانههایش بى كم و كاست هویدا.(به نقل از شهیدی 1376 : 131و132).این فتنه بزرگ را می توان فتنه اشرافیت بر علیه ولایت و امامت نامید .چرا که عده ای که خود را برتر از دیگران می دانستند ،در شورایی هم نصب الهی را به کناری نهادند و هم بیعت عظیم مردم در غدیر خم را نادیده گرفتند.
- مقصود از فتنه چیست؟
در معنای فتنه نوعی جداسازی جنسِ اصل از اجناس بدلی نهفته است که مثلا برای تشخیص خلوص و عیار طلا به کار می رود.فتنه نوعی آزمایش است، آزمایشی همراه با اختلال و اضطراب که در آن عده ای در لباس دین و با تحمیل برداشت های مبتنی بر منافعشان در لباس دوست به دین ضربه وارد می کنند.
فتنه اول یعنی همان فتنه غصب ولایت از علی حقیقتا عیارها را نشان داد بطوریکه در روایتی داریم "ارتدّ الناس بعد النبي الاّ ثلثۀ او اربعۀ"این عبارت مهیب بودن این فتنه و ریزشی که در پی آن صورت گرفت را بیان می کند.
- ویژگی های فتنه
حال که نشان دادیم جریان سقیفه فتنه بود و معنای آن را گفتیم مختصرا به ویژگی های فتنه با اشاره به کلامی از امیرالمومنین اشاره می کنیم.ایشان در ترسیم ویژگی های فتنه می فرمایند:"ان الفتن اذا اقبلت شبهت و اذا ادبرت نبهت "در شرایط فتنه باطل خود را شبیه حق می نمایاند ولی وقتی شرایط شفاف می شود چهره واقعی و باطل خود را نشان می دهد."ينکرن مقبلات و يعرفن مدبرات "فتنه وقتی می آید شناخته نمی شود،خیلی ها متوجه آن نمی شوند و قادر به درک آن نیستند.(حتی تا امروز هم افرادی آن فتنه را درک نکرده اند)"يحمن حوم الرياح ، يصبن بلدا و يخطئن بلدا "حضرت شرایط فتنه گون را شرایط غبار آلودی ترسیم می کنند.وقتی گردبادی راه می افتد انسان ها مستاصل می شوند و دیده اید که اشیا مختلف مانند پرکاهی در تسخیر گردباد درمی آیند و حتی نمی توانند خودشان را کنترل کنند."اصاب البلاء من ابصر فيها ، و اخطا البلاء من عمی عنها "یعنی "هر كس آن فتنهها را بشناسد نگراني و سختي آن دامنگيرش گردد، و هر كس كه فتنهها را نشناسد، حادثهاي براي او رخ نخواهد داد. "اشاره کردیم افشاگر اولین فتنه بعد از رسول خدا حضرت زهرا بودند و اولین قربانی این افشاگری هم خود ایشان و سپس هم حضرت امیر و فرزندانشان.(نهج البلاغه خطبه 93)
در این شرایط که غبار آلود ست وظیفه نخبگان و خواص در ترسیم شرایط بیش از همه است حضرت زهرا در همان خطبه خطاب به خواص می فرمایند:"امروز شما گزیدگان خدا، پشتیبان دین، و یاوران پیغمبر و مؤمنین، و حامیان اهل بیت طاهرینید! شمائید كه با بتپرستان عرب در افتادید! و برابر لشكرهاى گران ایستادید! چند كه از ما فرمانبردار، و در راه حق پایدار بودید، نام اسلام را بلند، و مسلمانان را ارجمند، و مشركان را تار و مار، و نظم را برقرار، و آتش جنگ را خاموش، و كافران را حلقه بندگى در گوش كردید. اكنون پس از آنهمه زبان آورى دم فرو بستید، و پس از پیش روى واپس نشستید آنهم برابر مردمى كه پیمان خود را گسستند. و حكم خدا را كار نبستند. «از اینان بیم مدارید، تا هستید. از خدا بترسید اگر حق پرستید! »اما جز این نیست كه به تن آسانى خو كردهاید. و به سایه امن و خوشى رخت بردهاید. (شهیدی همان : 134و135)
- کالبد شکافی فتنه و ابعاد آن
دردوران جاهلیت ساختار اشرافی و قبیله ای وجود داشت .مثلا قبیله قریش در زمان جاهلیت امتیازهای خاصی را برای خودشان قائل شده بودند و خود را از دیگران برتر می دیدند حتی در بازگشت از کعبه از مسیر مردم عادی نمی رفتند(شهیدی 1381 : 49).یکی از مهمترین تلاش های اسلام ازبین بردن جریان های اشرافیت و تعصبات قومی و قبیله ای بود اما متاسفانه در فتنه سقیفه مجددا بازگشتی به همان اصول جاهلیت صورت گرفت و بنا به گفته ابوبکر، می بایست رئیس مسلمانان از قریش باشد و این بدون توجه به نصب الهی و آغاز ارتجاع بود.هم بازگشت به اصول جاهلیت و اشرافیت گرایی و هم انقطاع حکومت از نصب الهی و این یعنی سنگ بنای حکومتی که امروزه به آن عرفی شده یا سکولار می گویند.به مرور زمان پیامدهای این فتنه گسترش یافت و با گسترش تصرفات و افزایش ذخیره بیت المال و هم چنین گسترش دستگاه اداری و حکومتی و شکل گیری مناصب جدید در مناطق به تصرف درآمده ،عده ای به دنبال کسب این منافع افتادند و این بار به نحو واضح تری با مال و منصب امتحان شدند.(همان 51-55)اوج این جریان در دوران عثمان اتفاق افتاد که در آن حتی فردی یهودی آموزگار اسلام هم شد و عده ای هم با امتیازاتی که دریافت کردند تشکیل شبکه ای را دادند که خود را برتر از دیگران دیدند و روزبه روز در فساد غوطه ور شدند.در این شرایط به مرور زمان گروههایی که به ظاهر مسلمان شده بودند دوباره به امتیازات دوران جاهلیت خود بازگشتند و معاویه فرزند ابوسفیان هم به مال و مقام دست یافت.آنچه که در این سیر تاریخی برای ما مهم است ،تبدیل شدن حکومت اسلامیِ مبتنی بر امامت( که هم متکی به نصب الهی است و هم متکی به مردم )به سلطنتی استبدای و موروثی است.
- این جریان خلیفه گرایی یا به تعبیر دکتر فیاض (رک فیاض 1387 : 49-59)دموکراسی نخبه گرا در مقابل دموکراسی خبرگانی تا به امروز هم در کشور های عربی ادامه یافته است.بعد از قرنها ریشه گرفتن حکومت های سلطنتی و استبدادی در سرزمین های اسلامی، نهضت امام خمینی آغاز گر ساختارسازی بر مبنای اندیشه ولایت فقیه( که در طول حکومت ائمه است) شد.این نوع از حکومت در ساحت نظریه پردازی وجود داشت اما تبلور تام آن در یک حکومت همراه با ساختارسازی، با انقلاب اسلامی ایران شکل گرفت.و ما از ابتدای انقلاب تا امروز شاهد تحرکات حکومت های سلطنتی استبدای عربی برعلیه جریان انقلاب اسلامی بوده و هستیم و مهمترین ریشه این تقابل در تضاد معرفتی و ساختاری حکومت مبتنی بر اندیشه اهل بیت و ولایت با حکومت های استبدادی و سلطنتی است.
- و اما امروز...
امروز ما با خیزش عظیم مسلمانان در کشورهایی چون مصر مواجهیم که بر علیه حکومتهای استبدادی خود که به زعم حقیر ریشه در همان فتنه ذکر شده دارند ،مواجهیم.ملت های مسلمان مفاسد و نقایص حکومت های خود را احساس کرده اند و قیام بر علیه آنها را آغاز کرده اند.
این مسلمانان همانند نهضت امام روح الله به هیچ وجه نباید به اصلاحات در ساختارهای موجود قانع شوند.بلکه باید با تغییر عمیق ساختاری مبتنی بر معارف برگرفته از تعالیم اهل بیت و امامت، انقلابی را ایجاد کنند.در این تغییر ساختاری آنچه مقدم است مبانی معرفتی و نظری حکومت است وگرنه تن دادن به دموکراسی با مدل های غربی که مبتنی بر تحزب اند چندان فرقی با همان ساختار قبیلگی و اشرافیت گرای موجود کشورهایشان ندارد.
- نامه امیرالمومنین به مالک اشتر برای فرمانداری مصر بسیار زیبا به مشکلات امروز کشورهایی مثل مصر اشاره دارد و راه حل های ایشان هم می تواند برای آن ها راهگشا باشد.این حکم نوعی مانیفست حکومت مردمی و ضد استبدادی مبتنی بر عدالت خواهی است.ایشان در این نامه می فرمایند:"خود بزرگ بيني دل را فاسد، و دين را پژمرده، و موجب زوال نعمتهاست.و اگر با مقام و قدرتي كه داري، دچار تكبّر يا خود بزرگ بيني شدي به بزرگي حكومت پروردگار كه برتر از تو است بنگر، كه تو را از آن سركشي نجات ميدهد"،"در امور كارمندانت بينديش، و پس از آزمايش به كارشان بگمار، و با ميل شخصي، و بدون مشورت با ديگران آنان را به كارهاي مختلف وادار نكن، زيرا نوعي ستمگري و خيانت است"(ضدیت با استبداد)"انصاف را رعايت كن، كه اگر چنين نكني ستم روا داشتي، و كسي كه به بندگان خدا ستم روا دارد خدا به جاي بندگانش دشمن او خواهد بود، و آن را كه خدا دشمن شود، دليل او را نپذيرد، كه با خدا سر جنگ دارد"،"هيچ گاه خود را فراوان از مردم پنهان مدار، كه پنهان بودن رهبران، نمونهاي از تنگ خويي و كم اطّلاعي در امور جامعه ميباشد.نهان شدن از رعيّت، زمامداران را از دانستن آنچه بر آنان پوشيده است باز ميدارد، پس كار بزرگ، اندك، و كار اندك بزرگ جلوه ميكند، زيبا زشت، و زشت زيبا مينمايد، و باطل به لباس حق در آيد"(عدالت گرایی و مردمی بودن)آنچه به نظر می رسد خلا تئوریک در مبانی اندیشه سیاسی اهل تسنن است که الگوبرداری از انقلاب اسلامی و جریانهای مقاومت مانند حماس و حزب الله هم می تواند این خلا ها را برطرف کند و ساختار مستحکم و تجربه شده ایران که مبتنی بر حکومتی ولایی ، مردمی و عدالت محور است آنها را از افتادن در فتنه ای دیگر حفاظت خواهد کرد.
باشد که رستگار شویم.
----
پانوشت
نهج البلاغه ترجمه محمد دشتی
شهیدی سید جعفر1376،زندگانی فاطمه زهرا،تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامی
شهیدی سید جعفر1381،قیام امام حسین،تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامی
فیاض ابراهیم،1387،ایران آینده،به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران،تهران ،پژوهشگاه فرهنگ،هنر،ارتباطات
مدل هیئت در مقابل قفس آهنین*
جامعه شناسی مدل هیئت از منظر جامعه سازمان
منتشر شده در نشریه هیئت امروز و همشهری آیه شماره هشتم آذر90
این یادداشت تلاشی است برای باز کردن باب دقت و تحقیق در مدل هیئت و وارد کردن مفاهیم معنوی به نظام اداری و شغلی.
- دنیای مدرن دنیایی است که بشر در جایگاه خدایی نشسته و "خود" یا "من" معیار تعیین قانون ،خوب و بد،حق و ناحق گشته است.در عالم جدید بشر به همه چیز شک کرده و تمام چارچوبها و ارزشهایِ معنا بخش را به کناری نهاده و این بار خود مقیاس و معیار ایجاد کرده است.اتکای بشر برای همه چیز عقل و تجربه اش گشته است. عقلی که منقطع از وحی است و تجربه ای که فراتر از محسوسات نمی رود.
- در عقلانیت ابزاری آنچکه مهم است انتخاب مناسب ترین وسیله برای رسیدن به اهداف عقلانی است.حال طبیعی است در شرایطی که دین و اخلاق از عرصه عمومی کنار گذاشته شده اند چه به حال و روز جوامع خواهد آمد و وبهترین وسیله ها چه خواهند بود. و انسانها برای رسیدن به اهدافشان چه بلاهایی بر سر یکدیگر خواهند آورد.
-سازمانهای رسمی یا آنچه ما بوروکراسی مدرن می نامیم متکی اند به عقلانیت ابزاری.حاکمیت عقل ابزاری در سازمانهای مدرن موجب کنار گذاشتن عواطف،احساسات و ارزشهایی است که با این عقلانیت محدود یا نامعقولی عقلانیت (Irrationality of Rationality) جور در نمی آید.این شرایط منجر به این می شود که ابعاد مهمی از وجود آدمی به کار گرفته نشود و در سازمان های رسمی مدرن، انسان زدایی dehumanizationشود.
اما بر خلاف این در مدل هیئتی اساسا همه کارها و اعمال وسیله ای اند برای انسان سازی و نه انسان زدایی.
- در بوروکرسی مدرن بعد از مدتی به خاطر اهمیتی زیادی که به قواعد و چرخه های بوروکراتیک داده می شود ما با روند جایگزینی هدف و وسیله مواجه می شویم.یعنی این نظام اداری و قواعد و سلسله مراتبها که قرار است وسیله ای برای رسیدن به اهداف و انجام سریع امور باشند خود اصالت می یابند و سازمان جایگزین آرمان و اهداف می شود.در این سیستم حتی همین سازمان مانعی می شود برای رسیدن به آرمانهای اصلی و واقعی.اما در مدل هیئتی آدمها بنده قرارداد ها و سلسله مراتب و کاغذ بازی نمی شوند و تحقق اهداف و آرمانها مهم تر از تحقق سیستم بوروکراسی است.برای درک بهتر مقایسه ای بکنید بین سپاه با سایر نیروهای نظامی دنیا و قدرت مانور و انعطاف پذیری و تطبیق با شرایط را در آنها مقایسه کنید.
- در سازمانهای بوروکراتیک مدرن قواعد و قوانین خشک و غیرقابل انعطاف حکم می رانند که هم کارمند و هم ارباب رجوع را قربانی می کنند چرا که شرایط خاصِ هیچ کدام را در نظر نمی گیرند .در این سیستم انسانها شبیه به چرخ دنده های ماشین می شوند و فرصتی برای خلاقیت و نوآوری وجود ندارد و حتی به مرور زمان خلاقیت های فردی از بین می روند.برای درک بهتر این مطلب کافی است که در کارهای فرهنگی مقایسه ای بین فعالیت سازمانهای مردمی - هیئتی با سازمانهای رسمی بکنید.و ببینید کدام یک جذابیت بیشتری دارند.در نظام اداری بخصوص در عرصه فرهنگ آن کارمند به واسطه وظیفه اداری اش که به او ابلاغ شده فلان کار را می کند حتی اگر به آن اعتقادی نداشته باشد و طبیعی است که این نوع فعالیت ها روح ندارند، برخلاف فعالیت در مدل هیئتی که افراد از روی دغدغه و آرمان خواهی فعالیت می کنند و با تمام وجود کارها را انجام می دهند.
- در نظام اداری اطاعت از دستورات مبتنی است بر ارزشهای مادی و این دنیایی.افراد از دستورات اطاعت می کنند تا مورد توبیخ قرار نگیرند و پست و مقامشان یا حقوق شان تنزل پیدا نکند.اما در مدل هیئتی انگیزه بیش از هر چیز انگیزه های خدایی و رضای خداست که افراد را به انجام فعالیت ترغیب می کند.
آیا خسته گی در فردی که با انگیزه های معنوی و خدایی کار می کند معنا دارد؟آیا کم کاری در این مدل معنا دارد؟آیا در این مدل کسی کم کاری می کند؟در این مدل است که از خودگذشتگی و ایثار معنا پیدا می کند.
- در سازمان رسمی وظایف اشخاص مطابق با قوانینی است که از بالا تعیین شده اند.و هر کسی نقشی تعریف شده دارد.حتما دیدید که اگر کارمندی سرکارش نیاید کار شما انجام نخواهد شد، با این بهانه که می گویند این کار وظیفه ی فلانی است یا در حیطه وظایف من نیست.در این سیستم کسی کار اضافی تر انجام نمی دهد مگر اینکه ساعت بزند تا برایش اضافه کار در نظر بگیرند.اما در مدل هیئت همه می خواهند کار بیشتری انجام دهند و حتی بر سر انجام دادن بعضی کارها دعوا هم می شود.در مدل هیئتی انجام تکلیف مهم است و می بینیم تحت هر شرایطی کار زمین نخواهد ماند و با فداکاری و ایثار عده ای بالاخره تحت هر شرایطی کار لازم انجام می شود.
همین چند روز پیش یکی از دوستان کاری را می خواست به من محول کند که می دانست در حالت عادی فرصت انجامش را ندارم .این دوستمان برای اینکه به من انگیزه بدهد گفت کارِ امام حسین است و نباید زمین بماند.و من هم با شرایط سخت تری انجامش دادم .بله آن کار مربوط به امام حسین بود و ممکن است بگویید ربطی به کارهای دیگر ندارد.اما من می خواهم بگویم وقتی ما می گوییم باید هرروز حسینی و عاشورایی باشیم یعنی چه؟اگر هر روزمان و هر کارمان مبتنی بر فرهنگ عاشورایی باشد همیشه باید برای رضای خدا و رضای بندگان خدا تلاش کنیم و حتی از خواب و خوراکمان بزنیم تا به رضایت خدا که وابسته است به رضای بندگان خدا،برسیم.
- تئوریسین های سازمانهای رسمی می گویند در مدل های سنتی شرایط استاندارد نیست و افراد از روی میلشان حکم می دهند اما باید گفت در مدل هیئتی قانونی فراتر از همه قوانین وجود دارد که افراد از صمیم قلب به آن متعهدند و با تمام وجود آن را رعایت می کنند و این قانون مبتنی بر رعایت عدالت،انصاف و اخلاق است. در این سیستم نه تنها افراد باید اهل تذهیب و تزکیه نفس باشند بلکه به مرور زمان هم فضایی برایشان مهیا می شود که بیشتر و بیشتر تزکیه کنند و نفسشان را از آلودگی ها پاک کنند. این مدل مفسد اداری و اقتصادی ندارد و حتی آدمهای خلافکار در آن اصلاح می شوند نه اینکه آدم صالح و سالم تحت شرایط ساختاری تبدیل به یک مفسد اداری بشود.
- در مدل هیئت رئیس و مرئوس معنایی ندارد همه نوکر و خادمند در نتیجه کسی به واسطه جایگاهش یا مسئولیتش برای دیگران ژست نمی گیرد و شان افراد به جایگاهشان نیست.کسی که کوچکترین کارها را در ظاهر -مانند پخش کردن چای - انجام می دهد، بیشتر مورد احترام دیگران است.
- کشور ژاپن برخلاف ما سیستم بوروکراسی اش را بر اساس ارزشها و فرهنگش بازسازی کرد و این باعث شد مردمشان به خوبی در این سیستم کار کنند و با آن خو بگیرند.آنها قوانینشان را بر اساس ارزشها فرهنگی شان نوشتند مثلا احترام گذاشتن یا کارِ گروهی کردن در آنجا بطور سنتی به عنوان ارزش پذیرفته شده بود و همین ارزشها را به نظام صنعتی و اداری شان هم منتقل کردند و ما می بینیم که آنها در مواردی حتی از کشورهای غربی هم جلوترند.اما متاسفانه ما بر اساس همان مدل غربی عمل کردیم و باعث شدیم هرکس اخلاق و ارزشهای فرهنگی و سنتی اش را در جلو در اداره بگذارد و بعد وارد سازمانش شود .در این سیستم اداری برخلاف آنچه که ما در فرهنگمان داریم ارباب رجوع ،ارباب رجوع است حالا چه پیر باشد چه جوان و حتما دیده اید بی احترامی هایی را که به افراد مسن در این سیستم ها می شود در حالیکه در بیرون از سازمان همان فرد برای بزرگتر ها احترام می گذارد.
- سالهاست که خودِ غربی ها به خلا های سیستم بوروکراتیک پی بردند و آن را قفس آهنین نامیدند ولی ما هنوز از سیستمی که در هیئت هایمان داریم برای سایر سازمانهایمان و حتی سازمانهای فرهنگی هم الگو برداری نکرده ایم.البته در اوایل انقلاب و جنگ این سیستم و مدل را با عنوان جهادی پیاده کردیم اما بعد از جنگ با این عنوان که باید رسمی بود اهل میز و دفتر شدیم و این تجربیات موفق را کنار گذاشتیم.
بسیاری از روشنفکران امام روح ا...را متهم می کنند که ایشان مدل و ساختار برای حکومت نداشتند اما شما نگاه کنید به سازمانهایی که با دستور امام تشکیل شدند، مثل جهاد سازندگی،کمیته امداد و سپاه و بسیج.اینها در طول تاریخ انقلاب جزو موفق ترین سیستم های ما بوده اند که بعضا هم توسط کشورهای دیگر کپی برداری شده اند.اما الان بعضی از آنها که هنوز با قی اند متاسفانه کم و بیش دارند در قفس آهنینی که ماکس وبر هشدار داده بود گرفتار می شوند.
-------
پانوشت:
*این مفهوم از ماکس وبر است iron cage
1-بحث ما راجع به سازمانهای رسمی مبتنی است بر تئوریهای جاافتاده علمی که توسط خود غربیان ارائه شده است و بنا به اقتضای نشریه ساده سازی شده اند و به هیچ وجه بر اساس تجربیات شخصی نویسنده نیست.
2- کسی منکر وجود کاستی ها و بعضا خلاهایی در هیئت های موجود نیست بلکه ما درباره تیپ ایدئال(به مفهوم وبری) هیئت صحبت کردیم و غرض این بود که باید تجدید نظری در سیستم شکست خورده ی سازمانهای عقلانی مدرن کرد و ما در سنت خود مدلی از انجام کار را داریم که متاثر از اخلاق و معنویت است و تجربه مان هم نشان داده که قابل تعمیم به فعالیت دیگر حتی فعالیت های عمرانی هم هست.
ظهور گفتمان عاشورایی در جامعه شیعی
در گفتوگو با سید حسین شهرستانی
منتشر شده در نشریه هیئت امروز وهمشهری آیه شماره هشتم آذر90
اشاره: چند روزی بود که شماره آقای شهرستانی را گرفته بودم تا برای نشریه قرار ملاقاتی با وی تنظیم کنم. اما به هر دلیل فرصت تماس با ایشان فراهم نشد تا اینکه در نمازخانه دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، فرصتی شد که ایشان را ببینم و قضیه انتشار هیأت امروز را مطرح کنم. قرار گفتوگو برای یکی دو ساعت بعد گذاشته شد و در یکی از کلاسهای دانشکده انجام گرفت.