تبليغاتX
فریادخاموش

این مطالب را مدتی قبل برای یکی از نشریات دانشگاه نوشته بودم . گفتم شاید بد نباشد که روی وبلاگ قرار بدهم و نظرات شما را هم بدانم. شرمنده که کمی طولانی شده .چون نمی خواستم تکه تکه اش کنم

صداو سيما و برنامه هاي ماهواره
- يكي از اهداف بيساري از برنامه سازان و مسئولان صدا و سيما اينست كه با برنامه هايشان جلوي گرايش مردم به سمت ماهواره را بگيرند(بي خبر از اينكه

خودشان يكي از دلايل تحريك مردم به استفاده از ماهواره هستند) و به اين دليل در بسياري از برنامه به تقليد و كپي برداري از برنامه هاي شبكه هاي ماهواره اي

مي پردازند و در اين راه نه تنها نمي توانند مقلد خوبي باشند و مخاطبان را به خود جلب كنند بلكه به نوعي ابتذال كشيده مي شود.

- صدا و سيماي ما يا وظيفۀ خود را نمي شناسد يا اينكه مخاطبان بالقوه و بالفعل ماهواره را نمي شناسد. دربهترين حالت كساني كه به سمت ماهواره جذب مي

شوند به دنبال برنامه هاي خبري هستند .آنها با اين فرض غلط كه اخبار آنها سانسور نشده است به برنامه هاي خبري شبكه هاي ماهواره اي جذب مي شوند.(البته

اينجا مجال صحبت درباره فضاي حاكم بر رسانه هاي غربي نيست .)بايد اين نكته را متذكر شوم كه بنده معتقدم كه اخبار شبكه هاي داخلي نه دروغ مي گويند و

نه همه واقعيات!اين مشكل را صدا و سيماي ما به خوبي مي تواند حل كند كافيست به  جاي تزيين استوديوهاي خبري اش در محتوا و عمق اخبار تغييراتي ايجاد كند .(اخبار

20:30 نمونه نسبتا موفقي است)- عدۀ ديگري از مخاطبان ماهواره اساساً به دنبال برنامه هايي هستند كه هيچگاه صدا و سيماي ما نمي تواند جايگزيني براي آنها ايجاد كند .چطور مي شود كسي

كه به خاطر هواي نفس به دنبال يكسري برنامه هاي خاص مي رود را پاي تلويزيون نشاند؟ متاسفانه صدا و سيما يه جاي اينكه به عنوان آنتي تز اين برنامه ها عمل

كند ،از آن برنامه ها به نحوي تقليد مي كند كه مردم را براي استقبال از آن برنامه ها آماده مي كند. مردم مي گويند به جاي اينكه كپي برداري ناقص برنامه ها را

از تلويزيون تماشا كنيم، ميرويم اصلش را مي بينيم.

نقض غرض

تقليد از برنامه هاي شبكه هاي خارجي در حقيقت يك نقض غرض است . زيرا اهداف صدا و سيماي ما (به مثابه رسانه انقلاب اسلامي) اساسا براي مقابله با

فضاي حاكم بر غرب پديد آمده (مانند خود انقلاب اسلامي).رسانه هاي خارجي تحت سيطرۀ شديد بنگاههاي اقتصادي قرار دارند و ملزم به تامين منافع آنها هستند

و حيات هر دوشان به يكديگر خورده و هردو در نسبت تنگاتنگي با نظامهاي استكباري هستند.
صدا و سيما و غفلت بشري
رسانه ها در دنياي متجدد و سرمايه سالار امروز سعي در دور كردن مردم از حقيقت عالم دارند از اين حيث ما جدال آشتي ناپذيري با آنها خواهيم داشت. امروز رسانه ها به دنبال هيپنوتيزم و خواب كردن مردم هستند تا مشكلات و مسائل ناشي از نظام خودبنياد و سرمايه سالار حاكم بر جهان را درك نكنند.فقر و گرسنگي بيش از 800 ميليون نفر در جهان،انواع آلودگي ها و از همه مهمتر سرگشتگي و جنون بشر تنها بخشي از پيامد هاي حاكميت اين نوع نظام است.انسانها نبايد هيچ فرصتي براي فكر كردن پيدا كنند و چه سرگرمي بهتر از رسانه هايي مثل تلويزيون و سينما و اينترنت

حال تحت اين شرايط چرا بايد رسانه ملي ما هم به اين غفلت بشري دامن بزند؟ رسانه ملي ما بايد وسيله اي براي تذكر باشد يا اينكه با سرگرم كردن مردم آنها را به ورطه غفلت درافكند؟ 
كدام معنا گرايي
- مصيبت بزرگتر جايي است كه صدا و سيما و سينماي ما به سمت ساخت فيلمهايي با مضمون ديني مي روند.متاسفانه در اين برنامه ها هم از غرب الگوگيري مي كنند.(اويك فرشته بود كپي ناشيانه اي از  وكيل مدافع شيطان و...)غالبا در اين فيلم ها به تقليد از گرايشات شبه عرفاني مدرن نوعي معنويت را رواج مي دهند كه هيچ تناسبي با اسلام ناب ندارد. اين نوع گرايشات شبه عرفاني براي پر كردن خلا ناشي از عدم حضور معنويت در غرب شكل گرفته اند.اين نوع عرفانها،معنويتي را رواج مي دهند كه مورد پسند نظام سرمايه سالار باشد و راه را براي سيطره آنها باز كند.تفكرات شبه عرفاني مدرن كه شباهتهايي با گرايشات صوفيانه دارند به دنبال معنويت بدون مبارزه و عدالتخواهي هستند كه اين در نقطه مقابل اهداف انقلاب قرار دارد و متاسفانه مسئولان فرهنگي با تاكيد بر سينما ي معنا گراو مفاهيم مشابه آن به اين فضا دامن مي زنند و فيلم سازان را به سمت نوعي رياكاري سوق مي دهند طوريكه مثلا كسي كه تا ديروز فيلم هايش مجوز نمي گرفت ،امروز با ورود به عرصه معنا گرايي جايزه هم مي گيرد! 

سوء جاذبۀ عشق

اين روزها در فيلم هاي مختلف آنقدر به مسئله عشق و عاشقي بها مي دهند كه انگار هيچ مسئله اي مهمتر از آن در جهان وجود ندارد!اگر موضوع اصلي فيلم مربوط به عشق دو يا چند نفر به هم نباشد مطمئنا بالاخره بخشي از فيلم را به اين مسئله اختصاص مي دهند .جالب اينجاست كه در فيلم هاي تاريخي هم دست از سر عشق بر نمي دارندو بعضي اوقات تاريخ را هم مجددا مي نويسند تا بتوانند به به خوبي به اين موضوع بپردازند .دذر فيلم هاي مختلف تاريخي كليت موضوعات  هيچ فرقي ندارند و فقط بستر تاريخي آنها متفاوت است .يكبار دو نفر در آستانه انفلاب عاشق يكديگر مي شوند و در فيلمي ديگر در زمان جنگ تحميلي ،زمان قيام عاشورا و ...
يادم هست كه از استاد محمدرضا حكيمي شنيدم كه علامه جعفري به خاطر فيلم امام علي (ع) دق كردند. ايشان مي فرمودند كه مگر در زندگي حضرت امير هيچ جذابيت و نكته اي وجود ندارد كه اينها براي جلب مخاطب اينقدر بر سر ماجراي قطام (كه در صحت تاريخي آن شك و شبهه فراوان است) تاكيد مي كنند و زندگي و مصائب حضرت را به حاشيه رانده اند .

- در جامعه اي كه بخش زيادي از جمعيت آن را جوانان تشكيل مي دهند و اين جوانان از جهت احساسي در سطح بالايي قرار دارند و متاسفانه امكان ازدواج در جامعه محدود است،پرداختن بيش از اندازه به اينگونه مسائل باعث مي شودكه ذهنيت جوانان به طور افراطي به اين مسائل معطوف شود و آنها به طور ناخواسته در معرض اين مسائل قرار بگيرند و چون امكانات جامعه باري ازدواج محدود است عملا جوانان دچار سرخوردگي و فساد خواهند شد.
- متاسفانه مشكل ديگر در اينست كه  نحوه عاشق شدن ها، و ازدواج ها كه در فيلم ها نمايش داده مي شود چندان تناسبي با هنجارهاي جامعه ندارد و عملا الگو هاي نادرستي در جامعه رواج داده مي شود.
والامر اليكم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:56  توسط حمیدرضا مرادی  | 

نه بترسيد نه برقصيد
مدتي قبل در پي انتشار گزارش سازمانهاي امنيتي امريكا و همچنين گزارش البرادعي مبني بر صلح آميز بودن فعاليتهاي هسته اي ايران عده اي از پيروزي هسته اي سخن گفتند و البته مدتي بعد، پس از تصويب قطعنامه عيه ايران در شوراي _به ظاهر_ امنيت عده اي ديگر از شكست ايران و تيم هسته اي احمدي نژاد سخن گفتند .با وجود اين شرايط سوالي كه مطرح مي شود اينست كه ايران در اين زمينه موفق بوده يا ناموفق؟
براي پاسخ به اين سوال ابتدا بايد گفت كه ملاك پيروزي يا شكست چيست ؟ پاسخ اين سوال را با ذكر مقدمه اي آغاز مي كنم.
- بعد از دو جنگ جهاني كشورهاي استعمارگر (امپرياليست، زورگو، ظالم  يا هر واژۀ ديگري كه خودتان مي پسنديد)براي پيش برد اهداف خود استراتژي هاي جديدي را آغاز كردند.اين شيوه هاي جديد اينبار با ظاهري فريبنده انجام شدند.
-غرب متجدد(به مثابه يك تفكر)براي اينكه بتواند صيانت فكري-فرهنگي و البته اقتصادي و تكنولوژيكي خود بر جهان را حفظ كند،سعي كرد تا اصول اساسي خود را كه برآمده از مباني فكري خود بود ،به عنوان اصولي جهاني معرفي كند و به همه ي مردم دنيا چنين القا كند كه اوج تمدن و پيشرفت يعني رسيدن به جايي كه آنها (غرب) در آن ايستاده اند يعني: قدم در راه تجدد گذاشتن.همۀ كشورها براي رسيدن به اين قله كه بالاتر از آن چيزي نيست بايد همان راهي را بروند كه غرب آن را طي كرده است .(مسير غرب بعد از قرون وسطي ).آنها براي پياده كردن تفكراتشان طرحها  ومدلهايي را تدوين كردند تا كشورهاي به قول خودشان پيراموني بدون انحرافي به جايي كه آنها مي خواهند برسند.مانند مدلهاي توسعه و ...
-غرب براي صيانت از اين اصول و تضمين پياده شدن اين قواعد اقدام به تاسيس سازمانهاي به ظاهر بين المللي كردند، كه خودشان موسس،قانونگذار و مجري وناظر بر آنها بودند .در اين شرايط ريلهاي بيچارگي كشورهاي_باز هم به اصطلاح خودشان_ توسعه نيافته به خوبي كار گذاشته شد و نيروهاي داخلي هم در اين مسير فعال شدند.
-در اينجا به اين نتيجه مي رسيم كه بسياري از اصول به ظاهر بين المللي ،و مناسبات جهاني و به تبع آن سازمانهاي تضمين كنندۀ اجراي آنها برمبنايي ظالمانه يعني براي استعمار و تثبيت ظلم هاي قدرت هاي بزرگ شكل گرفته اند و ملزم به تامين منافع آنها مي باشند.
حال با اين شرايط تاييد يا تقبيح اين سازمانها و قدرت هاي بزرگ و ظالم جهان مي تواند ملاك مناسبي براي قضاوت در مورد ملتها و حكومت ها باشد؟شواراي امنيت هم از اين قاعده مستثني نيست.سكوت شورا دربرابر تجاوزعراق به ايران،حملات ظالمانۀ اسرائيل به فلسطين و لبنان،نسل كشي مسلمانان در كشورهاي مختلف وبسياري از موضع گيري ها يا بهترست بگوييم موضع نگرفتن ها را به خاطر بياوريد.آيا قطعنامه هايي كه اين شورا صادر مي كند ملاك مناسبي براي قضاوت است؟ملتهاي آزادۀ جهان بايد از تاييد اين سازمانها و مستكبران خرسند شوند يا از محكوم شدن در برابر آنها؟آيا بايد از اينكه ظالمان ما را مورد
ستايش قرار دهند خوشحال شويم ؟(و اين را علامت موفقيتمان بدانيم؟)ابداً!اتفاقاً زماني كه آنها ما را مورد تحسين قرار بدهند بايد به خودمان شك كنيم كه كجاي كارمان مي لنگيد كه آنها ما را مورد ستايش قرار دادند.موضع گيري دشمنان مي تواند ترازويي براي سنجش خودمان باشد.البته اين سخن به اين معنا نيست كه ما بايد نسبت به پيرامونمان و سازمانها و مناسبات جهاني بي تفاوت باشيم ،بلكه از آنجايي كه همۀ كشورها ناچار به شركت در اين بازي هستند،مانيز بايد هوشيارانه در اين بازي شركت كنيم.البته يادمان نرود كه هميشه طراحان يك بازي بهتر از بقيه مي توانند بازي كنند(چون قواعد را خودشان تعيين كرده و به ديگران آموزش داده اند) و اين يعني شكست حتمي ديگران.تحت اين شرايط ما نيز بايد قواعد جديدي وارد بازي كنيم تا هميشه اين بازي به نفع زورگويان تمام نشود.
   سخن پاياني: جمهوري اسلامي وساير كشورهاي ستم ديدۀ جهان بايد دربرابر  ظالمان جبهۀ متحدي را تشكيل دهند و از خودشان دفاع كنند و در اين راه مي توانند  همان ابزارهايي كه قدرتهاي جهاني استفاده مي كنند عليه آنها بكار گيرند مثلاً تاسيس سازمانهاي بين المللي در مقابل آنها و ايجاد بلوك جديدي با محوريت عدالتخواهي و كمك به مظلومان جهان.


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 15:36  توسط حمیدرضا مرادی  | 

يادم نيست كي اين وبلاگ را ايجاد كردم (احتمالا نزديك يكسال شده)
ببخشيد كمي طولاني شد ،بالاخره بعد از مدتها كه آپ كردم بايد پر پيمون مي بود
تغيير از زبان محاوره به نوشتاري و بالعكس رو هم تحمل كنيد
1- حوالي ظهر تلويزيون رو روشن مي كنم يه عده جوان به عنوان مخاطب و شريك بحث نشسته اند ،خانمي درباره ي بحث آموزش مسايل جنسي صحبت مي كنه و درس تنظيم خانواده دانشگاه رو گام مناسبي در اين راه مي دونه و از تلاشهايي كه براي ارائه اين درس در ترمهاي آغازين انجام شده بسيار خرسند و از خودش ممنون است...
حاج آقا نقويان اما چندان موافق نيست و مي گويد اين درس بويژه در ترمهاي آغازين  مضرست و تصوراتي را به وجود مي آورد...در اين حين داشتن اطلاعات طبقه بندي شده ي خودش رو هم به رخ اون خانمه مي كشه
مخالفت با اين درس و آموزشهاي عمومي مشابه آن احتمالا به اين دليل است كه آنها فقط به بحث ازدواج فكر مي كنند و معتقدند هر كس موقع ازدواجش _يعني وقتي به اين مسايل نياز پيدا كرد ،بايد آموزش ببيند و البته طبق معمول بر انجام كار فرهنگي تاكيد مي كنند_اين طرز تفكر از اينجا ناشي مي شود كه اين حضرات احتمالاٌ فقط فضاي اطراف خودشان را رصد كرده اند و بسيار پاستوريزه هستند والبته از اين بدتر اينكه اصل قضيه را هم هنوز نگرفته اند .بنا به شواهد بسيار يكي از عوامل اساسي گنجاندن اين درس در برنامه دانشگاهي (بدون توجه به زمان ازدواج افراد)،اينست كه آنها بحث روابط جنسي خارج از چارچوب ازدواج را پذيرفته اند و فهميده اند كه به هر صورت چه بخواهيم و چه نخواهيم عده اي هستند كه در معرض روابط جنسي خارج از چارچوبهاي مشروع و پذيرفته شده هستند  و اي بسا كه وقتي به دانشگاه مي آيند كوله باري از تجربه را بر دوش دارند(تبعات روابط جنسي را فقط درنامشروع بودن رابطه و طفل نامشروع نبينيد و بيماريها را هم در نظر داشته باشيد)
حالا با اين وضع فكر نمي كنيد ترم اول دانشگاه هم ديره؟
آيا به صرف اينكه همه مثل نويسنده فكرشان خراب نيست بايد اين نوع آموزشها حذف شود؟بالاخره همين فكر پاكان هم با اين مسائل درگير خواهند شد!
نتيجه!! : مسئولين بايد چند قدم از جامعه جلوتر باشند و دست از تعارف با خودشان بردارند و معضلات جامعه را به خاطر اخ بودن فراموش نكنند.
2- انيميشن براي شركت گازه ، و ماجرا از اين قراره كه يك خوش تيپ كه mp3 پلير هم داره مياد شهر و با يكي از همولايتي هاش كه ساكن شهره برن براي جهيزيه خواهرش بخاري بخرن و اين آقا  به استاندارد بودن بخاري توجه نمي كنه . .. چند روز بعد هم با يك لهجه مسخره و با صدايي مثل عرعر خر_كه احتمالا هدفش خنديدن ماست _ ميگه كه خواهرش و دامادشون بخاطر غير استاندارد بودن بخاري مردن
من نميدونم هدف از اين انيميشن هشدار دادن بود يا مسخره بازي؟
در اين جور آموزشها براي تاثير گذاري بيشتر، بايد حتي تصاوير كشته ها رو هم نشون داد(راهنمايي و رانندگي هم مي تونه اينكار رو انجام بده)تا حس وحشت و تحركي در مردم ايجاد بشه
نتيجه!!:به هر صورت بايد بين محتوا و هدف با زبان (منظورن فقط لسان نيست)و شرايطي كه مخاطب را در آن قرار مي دهيم همخواني وجود داشته باشد تا بتواند در مخاطب اثر كند.مثلاً يكي از ايراداتي كه به سريال ساعت شني مي گرفتند اين بود كه ديالوگ هاش خيلي بي پرواست!
من اين سوال رو دارم ،وقتي موضوع فيلم درباره يك عده زن فلان جوره  نبايد زبان آنها و سكنات آنها با زبان افراد واقعي مطابقت داشته باشه ؟آخر اگر قرار باشد كه لحن و رفتار هاي آنها شبيه به مصاديق واقعي نباشد كه ارتباطي با مخاطب برقرار نمي شود(چون مردم اين مصاديق  را در كوي و برزن ديده اند)
اگر قرار باشد به اين مسائل تلخ پرداخته شود بايد زبان و فضاي فيلم هم به همان اندازه تلخ و گزنده و تكان دهنده باشد (مثل مستند فقر و فحشا) تا بتوان از آن تاثير گرفت.
3- روحاني از عدم آموزش برخي از احكام و از عدم رعايت همان  برخي از احكام مثل غسل و ... بخاطر حياهاي الكي كه معلوم نيست چه كسي از آنها سود مي برد صحبت مي كرد...و دوباره من حالم گرفته شد
ديگه خودتون بقيه ماجرا  رو حدس بزنيد
پسرهايي كه نمي تونن در خانه درباره جنابت و ... سوال كنند، مصيبت هاي جدول زدن  در خانه ي اقوام و دوستان ...(بكار بردن جدول زدن به جاي واژه ي اصلي در محاورات هم نكته جالبيه در راستاي همون حيا)و از همه فجيع تر مسايل مربوط به زنان و برخوردهاي احمقانه ي مردم با اين مسائل به جاي درك آنها و انطباق با آن شرايط (مراعات )
آيا وقت باز خواني و ارزيابي كاركردهاي اين حيا ها نرسيده؟
خدايا ايكاش كمي دربرابر تو حيا به خرج مي داديم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 18:49  توسط حمیدرضا مرادی  | 

 
عدالت خواهی لب انتظار ما از دانشجويان است.   مقام معظم رهبری